روزها جنگ ، شب ها عشق / چاپ دوم

کد شناسه :56117
روزها جنگ ، شب ها عشق / چاپ دوم

جنگ مانند مهمانی بالماسکه است. هزار چهره دارد و هیچ کدامش واقعیت جنگ را به درستی نشان نمی‌دهد، اما خود جنگ به تنهایی معرّف دنیاست. فقر، گرسنگی، خشونت، ویرانی، تباهی، حبّ و بغض‌ها را آشکار و عریان نمایش می‌دهد. سخنرانی آتشین رهبر حزب مخالف را در روزهای پیش از شروع جنگ، خوب به خاطر دارم. چهر‌ه‌ی ضد جنگ او و حزبش خدشه ناپذیر می‌نمود. کمپین‌هایی که حزب برگزار می‌کرد و نطق‌های غرّایی که رهبر حزب ایراد می‌کرد، دل هر شنونده‌ای را قرص می‌کرد که کشور وارد جنگ بیخودی دیگری نخواهد شد، ولی حزب حاکم زورش چربید و جنگ شروع شد. وقتی پیشروی‌های میدانی کُند شد و حتی مقداری از خاک کشور به دست دشمن افتاد، آن وقت حزب‌های کوچک‌تر بیشه را خالی از شیر دیدند و جرئت ابراز عقیده پیدا کردند.

به رهبر حزب مخالف حمله‌ور شدند. وقتی طرفداری عامۀ مردم را از رهبر حزب مخالف دیدند، مجبور شدند سندی رو کنند. سند به وضوح نشان می‌داد تأمین‌کننده‌ی اصلی مخارج حزب، کارخانه‌ی اسلحه‌سازی است. نه تنها مخارج کمپین‌های انتخاباتی، حتی هزینه‌های کمپین‌های ضد جنگ را کارخانه‌ی اسلحه‌سازی پرداخته بود. مردم ابتدا بهت‌زده شدند. بعد احساس کردند به آن‌ها خیانت شده است. سپس رفتند به خانه‌هایشان و تلویزیون را باز کردند و به اخبار و آماری که حزب حاکم درباره‌ی جنگ می‌داد، گوش کردند.

روشنفکران جامعه شروع کردند به فکرکردن و تحلیل‌کردن. وقتی به جایی نرسیدند، احزاب کوچک تیر آخر ترکش خود را شلیک کردند و از سند ملاقاتی سرّی میان حزب حاکم و حـزب مخالف رونمایی کردند. هر دو حـزب به توافق رسیده بودند. جنگ با کشور همسایه قطعی است. آن‌ها نیاز به مخالفی داشتند که صدای ضد جنگ باشد تا مردم خیال‌شان راحت شود که کسی هست مانع جنگ شود. پس نیاز به حضور و صدای مردم نیست. آن‌ها می‌توانستند در خانه‌هایشان جلوی تلویزیون، روی مبل دراز بکشند و اخبار را گوش دهند. 

 

  

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر