خورشید در آتش

کد شناسه :54073
خورشید در آتش

کتاب خورشید در آتش به قلم سحر مقصودی نگاشته شده است. در معرفی کتاب نیز آمده:
به نام زنان سرزمینم که زادگانی از خورشیدند. می ‌نویسم تا شاید روزی نوشته‌ام زنی شبیه به خودش را بیابد.
می نویسم تا شاید نوشته‌ام زنی را از بند ستم و زندان ترس از تنهایی و اسارت روزمرگی ملال‌آور رهایی بخشد. می‌نویسم، چرا که می دانم نوشته‌هایم آوای زنانی است که همچون من، در آرزوی بی‌ظلم بارها و بارها د رخلوت خود گریسته‌اند. آن‌قدر می نویسم تا خدا برای ما زنان ابری بسازد و رنگین‌کمانی گسیل کند تا با آن،آرزوهای خود را پایکوبان نزدش ببریم.
می‌نویسم، چون می دانم آن روز دیر نیست..
برشی از کتاب

دوری از من و سرسری‌گرفتن احساسم و حرف‌هایی که انگار از سر وظیفه بر زبان می‌راند مرا سخت غمگین می‌کرد! تنها راه باقی‌مانده ماریان بود. با خودم گفتم وقتی برای درمان دندانش به مطب می‌آید از در صمیمیت وارد شوم تا راحت به من اعتماد کند اما او بسیار زیرک و ریزبین بود. از هر دری وارد شدم اما او لام تا کام از خورشید حرفی نزد، حتی از اینکه چند سال از دوستی‌اش با خورشید می‌گذرد هم پرسیدم ولی با چرب‌زبانی، بی‌جواب گذاشت. ماریان رفت و من حساس‌تر از قبل، به موضوع فکر می‌کردم.

رفته‌رفته خورشید بیش از قبل، خودش را از من دریغ می‌کرد. هربار به بهانه‌های مختلف مرا در اتاق تنها می‌گذاشت. کمتر به مهمانی می‌آمد و هرجا دعوت می‌شدیم یکی در میان حاضر می‌شد. نمی‌توانستم او را ندید بگیرم. از طرفی نمی‌خواستم پای شخص سومی به رابطه‌مان باز شود. چندبار علت رفتارش را جویا شدم و هربار او مرا به حساسیت بیش از اندازه متهم می‌کرد. دیگر تاب نمی‌آوردم. گریز خورشید، دریغ عطر تنش و حتی نیم‌نگاهی که مال من نمی‌شد، مرا به زانو درآورد. نیمه‌شب...
کتاب خورشید در آتش در انتشارات کتابسرای میردشتی چاپ شده . برای مطالعه بیشتر در مود این کتاب و هم چنین دانلود کتاب خورشید در آتش به این صفحه رجوع کنید. هم چنین با ورود به صفحه‌ی کتاب های رمان و ادبیات ایرانی می توانید سایر کتاب‌های این حوزه را مطالعه کنید.

 

 

  

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر